
مریم حیدرزاده
مریم حیدر زاده در ۲۹ آبان سال ۱۳۵۹ در تهران به دنیا امد.خانم حیدر زاده که بینایی خود را از دست داده بود در اواخر دهه ی ۷۰ با نوشتن سبک هایی به شیوه ی محاوره ای و با به کار بردن کلمات ساده و روان شهرت یافت.امروزه بسیاری از خوانندگان داخل ایران و خارج از ایران از ترانه های او در آهنگ هایشان استفاده میکنند.
مریم حیدر زاده دانش آموخته ی حقوق قضایی از دانشگاه تهران است.
پدر او بازنشسته ی ارتش و مادرش کارمند بود ولی بخاطر نگهداری از او مدت هاست که فعالیت بیرون از منزل ندارد.مریم حیدر زاده ساکن سعادت آباد است.
خود مریم میگوید که از هشت سالگی شعر گفتن را شروع کرده است.
ازو سوال شد که آیا تنهایی را دوست داری؟ اینگونه جواب داد:
آره تنهایی را دوست دارم.همان طور که میدانید اکثر شعرا عاشق تنهایی هستن.عاشق تنهایی ام چون هر چیزی که خلوت آدم را به هم بزند و من را اذیت کند از ان بیزارم.تنها نعمت بزرگیست و اکثر شب ها شعر میگویم. چون با سکوتش سازگار تر هستم.
چند شعر از مریم حیدر زاده :
دیگر ملالی نیست جز نداشتنت نخواستنت راندنت رفتنت نماندنت
با او و هزاران اوی دیگر بودنت بدون مکث پاسخ منفی دادنت وعشقی نیست جز عشق به چشمان ناز تا ابد روشنت.
این را برایت نوشته بودم بازم مینویسم:
<هر ستاره شبیست که از تو دورم آسمان چه پر ستاره است.>
**************
کاش در دهکده ی عشق فراوانی بود
توی بازار صداقت کمی ارزانی بود
کاش اگر گاه کمی لطف به هم میکردیم
مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود
کاش به حرمت دل های مسافر هر شب
روی شفاف ترین خاطره مهمانی بود
کاش دریا کمی از درد خودش کم میکرد
قرض می داد به ما هر چه پریشانی بود
کاش دلها پره افسانه ی نیما میشد
و به یادش همه شب ماه چراغانی بود
کاش سهراب نمی رفت به این زودی ها
دل پر از صحبت این شاعر کاشانی بود
کاش دنیای دل ما شبی از این شب ها
غرق هر چیز که میخواهی و میدانی بود
دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم
راز این شعر همین مصرع پایانی بود