چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من نمیدونم...
بخدا نمیدونم...
چرا دورویی...؟ چرا؟
وقتی قلب های ما میتونه مثل آیینه صاف و زلال باشه...
وقتی میتونیم با پاکی و صفا زندگی کنیم...
پس چرا نسبت به هم دو رو و دو رنگیم...؟
چرا ظاهرمون مثل آب پاک و زلاله اما باطنمون مثل شب سیاهه...؟
چرا تو روی همدیگه به همدیگه عشق می ورزیم...
اما...اما پشت سر هم بده همو میگیم...؟
چرا ما انسان نیستیم...؟
آیا واقعا ما رومون میشه که به خودمون بگیم اشرف مخلوقات...؟
آیا واقعا لایق این کلمه هستیم...؟
چرا با دو رنگی هامون قلبهامونو سیاه میکنیم...؟
چرا باعث میشیم که قلب هامون از هم فاصله بگیره...؟
چرا اینقدر محبتامونو از هم دریغ میکنیم...؟
چرا اینقدر زود از هم سیر میشیم...؟
چرا باید اینقدر چرای بی پاسخ تو ذهن ما باشه...؟
واقعا کیه که بتونه جواب این همه چرا رو بده...؟
من...؟ تو...؟
بخدا من که گیج شدم...
کی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حامد
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم دی ۱۳۸۸ ساعت توسط حامد(یاسی کوچولو)
|