اردوی مهریز یزد...!!!
اردوی ما به مقصد مهریز یزد بود(وای چی بگم از گرمی هوا
)
اینقدر هوا گرم بود که داشتیم مثل آبشار عرق میریختیم...
اما اونقدر سرگرم صحبت کردن با بچه ها بودیم که خیلی وقتها گرمی هوا رو فراموش میکردیم...
شهر زیبایی بود...
میشد یه روز خوب رو اونجا بگذرونی...
از جاهای زیادی دیدن کردیم...
از یه تپه ی شنی که بین دو دیواره ی یه کوه قرار داشت که منظره ی بسیار زیبایی داشت...
تا بازدید از یه بادگیر ۵۷متری...
تا بازدید از یه مجموعه ی ورزشی که ما هم تا تونستیم اونجا بازی کردیم...
واسه نهار رفتیم تو یه باغ زیبا و سر سبز که انواع و اقسام میوه ها رو داشت و البته دو تا مرغابی خوشکل...
کنار جوی آب نشستیمو گذر عمرو دیدیم و نهار خوشمزه ای که نمیخوام بگم چلو کباب بود
رو اونجا خوردیم...
دختر پسرای شیطون کلاس هم تا تونستن شیطونی کردنو هر جور که میشد حال همدیگرو میگرفتن...
باحال ترین حال گیری خیس کردن یکی از دخترا توسط یکی از پسرای کلاس بود که
خیلی خندیدیم...البته این رو هم بگم که پسر دخترای کلاس ما خیلی با جنبه هستن...
بعد از خوردن نهار هم رفتیم یه جای خوش آب و هوا وسط دل کویر که بهش میگفتن غربال بیز...
یه جایی که آب خنک و گوارایی داشت با صخره های کوه کنارش...
اونجا هم چند تا عکس با دخترای دیگه ی کلاس انداختیم و غربال بیز رو به مقصد دانشگاهمون
ترک کردیم...
شاید باورتون نشه ولی واسه این اردو که مختلط باشه خیلی زحمت کشیدیم...
البته من که زیاد نه اما دو تا از دختر پسرای کلاس تمامی زحمت ها رو متقبل شدن...
خلاصه اینکه جای همه ی شما سبز بود....
فقط این رو بگم که این اردو واسه روحیه ی بچه های کلاس واقعا لازم بود....
دم همه ی اونایی که واسه این اردو زحمت کشیدن گرم...!!!

