گفتار نیک،اندیشه نیک،کردار نیک

آرامگاه اشوزرتشت

تاریخ درگذشت اشوزرتشت روز خیر ایزد و دی ماه برابر با پنجم دی ماه میباشد.زرتشتیان چون به بقای روح و فروهر نیاکان خود باور دارند اصولا پس از مرگ علاقه ی زیادی به اینکه بر سر مزار در گذشته بروند و شیون و زاری کنند را ندارند بنابراین برای زرتشتیان مهم نبوده که اشوزرتشت در کجا دفن شده و همواره روح او را در کنار خود احساس میکنند و از روح و فروهر پاک اشوزرتشت برای پیشرفت کارهایشان کمک میخواهند و به دنبال آرامگاه اشوزرتشت نیستند.ولی بنابر اثبات بسیاری از دانشمندان آرامگاه وی در استان بلخ افغانستان و در شهر مزارشریف میباشد.همان جایی که بنابر باور غلط شیعه و شیعیان آنجا مقبره ی حضرت علی میباشد در حالیکه مقبره ی حضرت علی در عراق میباشد و از نظر تاریخی هرگز حضرت علی به افغانستان گذر نکرده است.

نام قدیم مزارشریف هم بلخ بوده و نام این شهرستان هم اکنون بلخ است و در اوستا بسیار آمده که بلخ محل پادشاهی شاه گشتاسب بوده که اشوزرتشت دین خود را ارایه و تبلیغ میکرده است و در این شهر به شهادت رسیده است.

از این نوع کارها در ایران زیاد است.مانند لقب تخت سلیمان که به مقبره ی کورش بزرگ داده اند یا نقش رستم یا تخت جمشید و غیره.که بتوانند این مکانها را به خاطر احترام این افراد از حمله ی دشمنان در امان دارند که خوش بختانه موفق هم شده اند.

اشوزرتشت پیام آوری بود که هیچ گاه ادعای خدایی نکرد و خود را پسر خدا نخواند نه دم از اناالحق زد و نه من اعظم شانی را به رخ دیگران کشید.او انسانی کامل بود.نخستین کسی که نیک اندیشید نیک سخن گفت نیک رفتار کرد و در جهان خواستار راستی شد.نخستین پیام آوری که بیاموخت و بیاموزاند.

او پیام آوری بود که به مردمان جهان آموخت که فارق از هر رنگ و نژاد و زبان یگانه هستی بخش بزرگ دانا یعنی اهورامزدا را با فرزانگی و دیدگان دل بجویند.

اشوزرتشت چهل و هفت سال با پشتکاری خستگی ناپذیر مردمان را بسوی یکتاپرستی دعوت کرد. آن آزاده تا جان در بدن داشت در راه افزایندگی و پیشرفت زندگانی و گسترش راستی و درستی در جهان کوشید تا آنگاه که در روز خور ایزد و دی ماه دشنه ای سررشته از نفرت و کینه در دستان اهریمنی گجستک (ملعون) به نام توربراتور سینه ی پاکش را خلید.

اشوزرتشت سراپای وجودش را فدای راستی کرد. اشوزرتشت با فدای جان خود به ما درس پایمردی ایمان شهامت و از خودگذشتگی داد.

تنها راست بگوی اگرچه تکه تکه شوی و جان بر سر راستی نهی

ما در روزی که آن وخشور جان فدای راه اشا (راستی) شد غمگین نمیشویم و در فراق او شیون و زاری نمیکنیم زیرا کوشش آن وخشور از برای آن بود تا ما انسان ها شادی افزاینده و اهورا داده را باور کنیم.ما در روز جان باختن اشوزرتشت می کوشیم تا با روان و فروهر تابناک آن وخشور در شادی های زندگی هم پیوند و هم بهره و در راه اشا همازور شویم.

او ماموریت داشت تا اندیشه گفتار و کردار مارا با اشا پیوند دهد و ما انسان ها را بسوی جاودانگی و ذات بی پایان اهورامزدا ره نماید.او هیج گاه مردمان را به ستایش خودش فرا نخواند و هرگز از خود سن و پاپ مقدس نساخت و دست و پا بوس نداشت و مرجع تقلید نشد.از این روست که ما در جست و جوی خود او نیستیم و خدایش را میجوییم و در روز در گذشتش روان و فروهر جاودانه اش را درود و آفرین میگوییم.دریغا که گمراهان از سر نادانی در خاک می جویندش و از برای شیون گورش را طلب میکنند بی خبر از آنکه فروهر و روح تابناک اشوزرتشت همیشه و در همه حال در کنار ماست.