دمی با منوفاداری دمی دیگر جفاکاری


دمی آسوده دوریدمی از غصه بیداری


دمی از گریه ام نالان دمی از خنده بیزاری


دمی چون غنچه در گلزار دمی در وصف یک خاری


<حامد>
********
هم چنان میگذرد عمرمو تنهاهستم


درد تو در جگرم چون به تومن دلبستم


ای امید شب و روز دل بی طاقت من


ای فدای قدمت این سرو جان این دستم

<حامد>

**********
من درد تو را به هیچ درمان ندهم


آشفتگیم به هیچ سامان ندهم


در کوی تو کافری گزیدن بهتر


وان کافریم به هیچ ایمان ندهم

<حامد>
***********
باورم کن که بریدم باورم کن که شکستم


باورم کن که چراغ آرزوهامو شکستم


باورم کن که ز دست دنیا خستم


باورم کن واسه موندنم با تو عهدی نبستم

<حامد>