بگذار احساست کنم...
مگذار برای پناه از خطر دعا کنم...
بگذار در مقابل خطر بی ترس و بی هراس باشم...
مگذار چاره های رنج را جستجو کنم...
بگذار دلی تمنا کنم که به رنج فایق آید...
مگذار که در رزمگاه زندگی هم پیمان ها را بطلبم...
بگذار بر نیروهای خود متکی باشم...
مگذار که در اضطراب ترسناک نجات را آرزو کنم...
بگذار تمنای تحمل و حصول آزادی را داشته باشم...
مگذار بزدل بوده برکت تو را فقط در کامروایی بدانم...
بگذار احساس دست رحیمت را در ناکامی ها نیز درک کنم...
+ نوشته شده در دوشنبه ششم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت توسط حامد(یاسی کوچولو)
|