آنگاه بانوی پر غرور عشق خود را دیدم...

در آستانه ی پر نیلوفر...

که به آسمان بارانی می اندیشید...

و آنگاه بانوی پر غرور عشق خود را دیدم

در آستانه ی پر نیلوفر باران...

که پیرهنش دستخوش بادی خوش بود...

و آنگاه بانوی پر غرور باران را در آستانه ی نیلوفر ها

که از سفر دشوار آسمان باز می آمد...

احمد شاملو