واسه چی...؟
چرا هر شب تورو دارم بدون اینکه حتی یک نفس از من جدا باشی
چرا تو جاده گم میشم بدون اینکه حتی لحظه ای از دور پیدا شی
چرا از بی تو میترسم همش دستاتو میگیرم
تو ماهو بردی از شب هام من از بی ماه میمیرم
واسه چی تو هنوز توی عمر ترانه هامی
واسه چی توی هر نفسم تو هنوز باهامی
مگه نه اینکه دستامو ول کردی
نزاشتی با تو دنیامو بسازم
تورو هر شب به این جاده ی تاریک و نمناک
واسه چی میبازم
چرا این جاده میپیچه همش سمت یه بیراهه
چرا من از تو جا موندم چرا دنیام پر از راهه
چرا دستامو ول کردی چرا خواستی که تنها شم
نمیبینی که عمر من مث ی قصه کوتاهه
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم آبان ۱۳۹۱ ساعت توسط حامد(یاسی کوچولو)
|